تبليغاتX
آلونکِ امیر کریمی
می خوام توی این آلونک بنویسم... بی قاعده، بی سابقه و کاملا بی جهت
 

دختر به نظر کم سن و سال می آمد. دفعاتی که سر و کارش به گشت ارشاد و بخش پرمخاطب منکرات افتاده بود دورقمی بود. مرشد مربوطه(!) گفت: هر بار با پسر جدیدی میگیرن میارنت اینجا و تو باز روز از نو روزی از نو! کی می خوای آدم شی؟ اصلا هیچ نقطه ی مثبت و قابل افتخاری تو زندگیت وجود داره؟!

دخترک با وقاحت تمام جواب داد: باکرگی !!


بعد التحریر: کسی در کامنت خصوصی گفته بود املای صحیح باکرگی به شکل "باکره گی" است! عرضه بدارم که پس خانوادگی- زندگی و قس علیهذا چه؟؟! حرف "گ" تغییر شکل یافته ی "ه" است عزیز... ممنون

پ.ن: لینک همین مطلب در سایت بالاترین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 10:48  توسط امیر کریمی  | 

 

شاید اگر مطمئن بودند می آیی هرگز نمی رفتند...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 12:51  توسط امیر کریمی  | 

 

سینما جمهوری به شیوه ای ناجوانمردانه و دور از مرام در آتش سوخت (سوزانده شد!)

به شکلی مشکوک و احتمالا به دست فرد یا افرادی حقیقی یا حقوقی که دشمن صاحبان سینما یا دشمن فرهنگ غنی مملکت بوده اند و علی الاصول هویتشان هم در پس پرده ی ضخیم ابهام خواهد ماند و افشا نخواهد شد!

لعنت خدا بر پدر و مادر باعث و بانیانش... بشمار!!

 


بعد التحریر: به توصیه ی یکی از دوستان باید بگویم که صاحبان سینما جمهوری علی مصفا و همسرش لیلا حاتمی بازیگران معروف سینما و تلویزیون هستند!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 0:40  توسط امیر کریمی  | 

 

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

همان یک لحظه ی اول،

که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان،

جهان را با همه زیبایی و زشتی،

بروی یکدگر، ویرانه میکردم.

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

که در همسایه ی صدها گرسنه، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم،

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم،

بر لب پیمانه میکردم.

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

که میدیدم یکی عریان و لرزان، دیگری پوشیده از صد جامۀ رنگین

زمین و آسمان را واژگون،

مستانه میکردم .

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

نه طاعت می پذیرفتم،

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده،

پاره پاره در کف زاهد نمایان،

سبحۀ صد دانه میکردم.

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان،

هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو،

آواره و دیوانه میکردم .

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان،

سراپای وجود بی وفا معشوق را،

پروانه میکردم.

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

بعرش کبریایی، با همه صبر خدایی،

تا که میدیدم عزیز نابجایی، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد،

گردش این چرخ را وارونه،

بی صبرانه میکردم.

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

که میدیدم مشوش عارف و عامی، ز برق فتنۀ این علم عالم سوز مردم کش،

بجز اندیشه عشق و وفا، معدوم هر فکری،

در این دنیای پر افسانه میکردم.

 

عجب صبری خدا دارد !

چرا من جای او باشم

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد !

وگرنه من بجای او چو بودم،

یکنفس کی عادلانه سازشی،

با جاهل و فرزانه میکردم.

 

عجب صبری خدا دارد !  عجب صبری خدا دارد!

رحیم معینی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 0:34  توسط امیر کریمی  | 

 

یکی از عزیزانم به نام نازی علاوه بر خط اصلی اش یک خط ایرانسِل هم دارد.

داخل گوشی ام سیو کردم: نازیسِل!

 

پی نوشت: خبر ندارید ایرانسِل به اینگونه تبلیغات غیر مستقیم هم مبلغی اختصاص می دهد یا نه؟؟!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 0:39  توسط امیر کریمی  | 

 

ولادت آقا علی ابن موسی الرضا(ع) بر همه ی دوستدارانش مبارک...

دلم شدیدا هوای صاحب بزرگوار گنبد و مناره ی عکس بالا را کرده است.

اگر مشرف شدید سهم من فراموشتان نشود لطفا!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 23:0  توسط امیر کریمی  | 

 

اصلاً من هیچی! شما ها بگین توروخدا... مگه چیِ محمّدرضا گلزار و بهرام رادانِ خودمون از راسل کرو و دی کاپریو کمتره که گلشیفته فراهانی اینا رو به اونا فروخت؟؟!

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 0:2  توسط امیر کریمی  | 

 

باورش هنوز هم برایم مشکل است. پنج سال از من کوچکتر بود و پشت لبش هم حتی سبز نشده بود. دیدم روی سنگ مردوه شور خانه دراز به دراز خوابانده اندش. سدر و کافور را هم که به میزان کافی فراهم آورده بودند. با اینکه از دیدن جماعت مرده خوشم نمی آیدخیلی نگاهش کردم.

واقعاْ بعضی اوقات مردن هم چقدر راحت است!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 22:44  توسط امیر کریمی  | 

 

ايرج تقي پور: مديريت فرهنگي بايد ثبات داشته باشد (جراید)

من هم محض بیکار نبودن خودم، خالی نبودن عریضه و رفع تکلیف در قبال فرهنگ مملکت، براي توفیق روز افزون عزیزان مربوطه در ايجاد ثبات هرچه بيشتر در امر مدیریت فرهنگی، پيشنهاد بستن دست و پاي فرهنگ با رَسَن مستحکم مميّزي را مي دهم تا فلج و مفلوک و بالکل تثبیت بشود...  ان شاءالله !!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 12:11  توسط امیر کریمی  | 

 

هفت چیز انسان را از پای در می آورد و هلاک می سازد:

 ۱- سیاست بدون شرف

۲- لذت بدون وجدان

۳- پول بدون کار

۴- شناخت بدون ارزشها

۵- تجارت بدون اخلاق

۶- دانش بدون انسانیت

۷- عبادت بدون فداکاری

ماهاتما گاندی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 14:19  توسط امیر کریمی  | 

 

فارغ از دوست یا دشمن بودن مخلوقات موجود در عالم، هر کدام برای خودشان اسم و رسمی دارند.

من هم اسم قلیانم را گذاشته ام "کامران" !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 17:24  توسط امیر کریمی  | 

 

خدا نرساند روزی را که محبوبمان را به خاطر سهل انگاری در به کار بردن واژه ها برنجانیم! کاش بلد باشیم کمی در صحبت کردنهامان وسواس به خرج دهیم... کاش!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 21:0  توسط امیر کریمی  | 

 

اینو دوس دارم:

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونان که بايدند
نه بايد ها …

مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي خورم
عمري است
لبخند هاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي کنم:
باشد براي روز مبادا !
اما
در صفحه‌هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما کسي چه مي‌داند؟
شايد
امروز نيز روز مبادا باشد!

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونانکه بايدند
نه بايد ها …

هر روز بي تو
روز مبادا است!

                                                قیصر امین پور

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 12:13  توسط امیر کریمی  | 

 

یک قبضه گوشی نوکیای ۱۶۰۰ (بخوانید شانزده دو صفر!) اصل فنلاند در اختیار بنده است که آمادگی خود را برای تعویض آن با خروس قندی اعلام میدارم. از تمام کسانی که مقادیر معتنابهی خروس قندی در اختیار دارند تقاضا دارم با حضورشان در این مزایده در حق خودشان و ما لطف کنند!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 1:24  توسط امیر کریمی  | 

 

"ضعیفه" از جمله ی آن لغاتیست که باید همه ی لغتنامه ها و کتب و رسائل را از لوث وجودش پاک کرد. ضعیفه هم ضعیفه های قدیم... امروزی تر هاشان که از هرچه قویست هم قوی ترند!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 15:12  توسط امیر کریمی  |