تبليغاتX
آلونکِ امیر کریمی
می خوام توی این آلونک بنویسم... بی قاعده، بی سابقه و کاملا بی جهت

 

سلام و درود بر همه ی دوستان

شب یلدای خوبی رو برای همه در کنار خانواده هاشون (یا دور از اونها!) آرزو می کنم. امیدوارم علاوه بر خوردن آجیل و هندوانه و شیرینی و انار و چه و چه وقتی هم بگذارید و به دانسته های خودتون در مورد شب چله اضافه کنید. می خواستم مطلبی در مورد یلدا بنویسم که متاسفانه وقت نشد. لینک چند مطلب مناسب مرتبط رو میذارم تا اگه کسی به دونستن سبقه ی تاریخی شب یلدا علاقه داشته از اونها استفاده کنه... شب بر همه تون خوش

یاد ما هم باشید (موقع خوردن و تفال زدن به حافظ و دعا کردن و ...)

یک مقاله ی نسبتا کامل در باره ی شب یلدا 

شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی

يلدا، نماد اهريمن گريزي ايرانيان باستان

آیین شب یلدا در میان ایرانیان

 یلدا در گوشه و کنار ایران و فراتر از مرزها

خوراکی های یلدا

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:27  توسط امیر کریمی  | 

 

خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم. بگذار آن را من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست داری. چگونه زیستن را تو به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت...

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 8:55  توسط امیر کریمی  | 

 

سلام

امروز روز عزیزیست. روزی که امیرالمومنین بعد از رسول بزرگوارمون شدن پیشوای الی یوم القیامه ی مردم. همون علی(ع) که بی شک آفرینش تمام کائنات به خاطر ایشون و همسر مکرمشون فخر تمام عوالمه. امیدوارم روزی دستگیر همه ی شیعیانشون من جمله منی که جز اسمی یدک نمی کشم باشن...

عید همه تون مبارک

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 19:40  توسط امیر کریمی  | 

 

اینکه مجرم را نمی شناسیم هرگز دلیلی بر عدم وقوع جرم نیست!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 0:8  توسط امیر کریمی  | 

 

از زبان یک مومن:

از همشیره های محترمه تقاضا دارم درخواست آقا پسرهای محترم برای بوسیدنشان را رد نکنند. لذا نقل است که شاد کردن دل مومن ثواب دارد!!


توضیح نیمه ضروری: بر حسب علاقه و نوع استفاده می توانید جای "همشیره های محترمه" و "آقا پسرهای محترم" در جمله ی فوق را عوض کنید!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 15:30  توسط امیر کریمی  | 

 

ترشیدگی تحت هیچ شرایطی از بین نمی رود. بلکه از دختری به دختر دیگر منتقل می شود!


 بعدالتحریر: علی الخصوص در ایران!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 13:25  توسط امیر کریمی  | 

 

تاکید نموده اند سفت سر جایم بمانم و پا از دایره برون ننهم! تقدیر فرموده گوش به سخن بزرگان دهم و اطاعت امر والد کنم! نیت کرده ام هرچه حصار است بگسلم و به آغوش بکشمت!

تکلیف چیست؟؟!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 22:0  توسط امیر کریمی  | 

 

اول:

ما مسلمانیم. بعضاً چه مسلمانهای قَدَری هم هستیم! در کنار دیدن اشخاص بامعرفت و آگاه، دیدن حال و کار خیلی های دیگر تاسف برانگیز است.

کسی که جنسش را به زائر امام رضا(ع) چند برابر قیمت می فروشد

کسی که حاضر نیست به جلوبردن ویلچر یک ناتوان، کمک کند

کسی که وقتی از خرمای خیراتی اش به جای یکی دوتا بر می دارند یقه ی ملّت را جِر می دهد

کسی که برای زیارت راحت تر، از بالاسر وارد می شود، بی توجه به مفاهیمی چون احترام یا اعتقاد

کسی که از تعطیل بودن کفشداری سوءاستفاده می کند و پایش را توی کفش دیگران فرو می کند

کسی که تنه ی ناخواسته ی یک مسلمان را با چشم غرّه و غُرغُر بی جواب نمی گذارد

کسی که هرچه درِ چوبی و پنجره ی فلزی ببیند ناآگاه از فلسفه اش، می بوسد

کسی که می خواهد به واسطه ی نماز خواندنش برود بهشت ولی حاضر نمی شود جایش را بدهد یک پیرمرد نماز بخواند

کسی که به جیب خادم امام رضا(ع) هم رحم نمی کند

کسی که برای دست رساندن به ضریح از روی شصت نفر رد می شود که به عقیده ی من اگر دست نرساند به ولله مقرّب تر است

کسی که گریه ی یک کودک نمی تواند مجابش کند از وقت زیارتش بزند و صرف پیداکردن پدر آن بچه کند

امیدوارم هیچ وقت، یکی از این کس ها نشوم!

 

دوم:

دیشب هنگام برگشتن توی سالن انتظار پرواز فرودگاه با بچه های استقلال همراه بودیم. وقتی دست داد تا بدون مزاحمت(جز کسانی که شیفته ی عکس یادگاری بودند) با بعضی از آنها گَپ بزنم. جان واریو هنوز با فارسی درگیری دارد. می گفت قبل از قهرمانی استقلال توی آسیا و برای مصاحبه های آن زمان فارسی اش را تقویت می کند. علیزاده برعکس تصوّری که داشتم خونگرم تر از خیلیهای دیگر بود. محمود فکری ده دقیقه ای وقتش را به من داد و در مورد فیها خالدون استقلال برایم گفت. گفت امسال لیگ، سال بعد هم علاوه بر لیگ قهرمانی آسیا. قلعه نویی بهتر از چیزی بود که انتظار داشتم. در جواب سوالم که "احتیاج به یک هافبک طرّاح را حس نمی کنید؟" پاسخ داد دنبالش هستیم، اگر کفگیر آقای صفائی به ته دیگ نخورد و چیز دندانگیری پیدا کنیم. وحید طالب لو که همیشه برایم محبوب بوده با برخورد شب قبلش در حرم و همان روز در فرودگاه، جایگاه خوبش را در ذهن من از دست داد!! به مهدی امیرآبادی بابت گل زیبایش مقابل ابومسلم تبریک گفتم. او هم قول داد اگر توی ترکیب باشد یا یک گل به پرسپولیس بزند یا یک پاس گل بدهد تا فرهاد مجیدی بزند! سیاوش اکبرپور مثل بازی اش توی زمین فوتبال مغرور و خودخواه و کم شعور بود. با حسین کاظمی، خسرو حیدری، پیروز قربانی، فرهاد مجیدی و پژمان منتظری هم خوش و بشی کردم و دستی دادم. ما با بوئینگ 727 برگشتیم و آنها با 747 !

خوششان باد...

 سوم:

روز دانشجو بر تمام این موجودات بینوا، توسری خور، بی جیره و مواجب، مغموم و مضروب، بی تریبون، هیچی ندار و فراموش شده (من جمله بنده!) پساپس مبارک و شادنما باش!

 


برخی از عکسهای مرتبط در ادامه ی مطلب...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 15:7  توسط امیر کریمی  | 

 

سلام

تو پستی که مال روز ولادت حضرت ثامن الحجج بود اشاره ای کردم به دلتنگیم برای رسیدن به پابوس آقا و الآن که اینارو می نویسم خیلی سریع و با نظر مثبت خود ایشون سفری دو روزه به مشهدالرضا برام جور شد. همراه پدر و مادر و پدربزرگم...  فردا شب پرواز از تهران و یکشنبه شب هم پرواز برگشت.

نایب الزیاره هستم.

خوش و شاد باشید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 16:34  توسط امیر کریمی  | 

 

پیشنماز مسجد عادت داشت هر شب بعد از نماز چند کلامی با اهالی محل صحبت کند. آن شب هم تک تک پله های منبر را پیمود و رفت آن بالای بالا نشست. دو سه تایی سرفه کرد، یک ته استکان آب جوش هم خورد و شروع کرد به موعظه:

-  از بلندای کاخها و برجها به مردم ضعیف و زیردست خودتان نگاه نکنید. تاریخ اثبات کرده که هیچگاه نه این بالانشینی ها برپا بوده و نه بالانشین برجا! هیچ کس از یک لحظه بعدش هم خبر ندارد...

ملاّ یکدفعه دستش را گذاشت روی قلبش ناله ای مختصر کرد و از آن بالا افتاد کف مسجد. فردای آنروز نظر پزشک قانونی بدین شرح اعلام شد که دلیل اصلی مرگ بر خلاف ذهنیت عوام سکته نبوده و برخورد سر جناب ملاّ به خاطر سقوط از ارتفاع منجر به مرگ وی شده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 15:0  توسط امیر کریمی  | 

 

 عجب... این دنیا دارد روز به روز مجازی تر می شود!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 1:2  توسط امیر کریمی  | 

 

آنروزها جوان و خام بودم. به دختر مورد علاقه ام گفتم اگر به من "بله" را نگوئی تک تک موهایم را از ناراحتی می کنم. تهدیدم کار خودش را کرد و قبل از آنکه به قیمت پرپرکردن موهایم تمام شود "بله" را گرفتم!

الآن قریب به بیست سال گذشته و حتی یک موی سیاه و سالم هم بر سر ندارم. چند شب پیش تهدید می کرد می گفت: یا میروی مو می کاری یا بساطم را جمع می کنم میروم منزل پدر جانم.

شما که بهتر می دانید... عمرا مو نمی کارم!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 0:26  توسط امیر کریمی  | 

 

برای اثبات اینکه عاشق کسی هستید لازم نیست مبدا و مقصد همه ی خوابهایتان را به او منتسب کنید!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 10:58  توسط امیر کریمی  | 

 

در حاشیه ی اعلام اسامی برگزیدگان جشنواره ی طنز مکتوب رئیس هیات داوران این جشنواره در دیدار با خبرنگاران اشاره کرد: بشر جایز الخطاست. اصولا اشتباهات داوری هم بخشی از طنز مکتوب است!

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 10:7  توسط امیر کریمی  |