|
می خوام توی این آلونک بنویسم... بی قاعده، بی سابقه و کاملا بی جهت
|
تا حالا برایتان پیش آمده که برای پرداخت قبض، به یک بانک خصوصی مراجعه کنید؟! در صورت مثبت بودن جواب، قطعا شما هم مثل بنده ضایع شده اید!
پی نوشت:
گرچه وضعیت معیشتی مردم غزه بهتر نشده، ولی به هر حال خوشحالم که زیر بمباران نیستند! فعلا!!
می نویسم:
صلح، امنیت، انسانیت، برادری، حق شناسی، کمک به همنوع، شرافت، انصاف، ایمان، احساس، مروت، وظیفه، دلسوزی، کردار نیک، سخاوت، وجدان، همدردی، شرافت، حدشناسی و آخرت اندیشی!
ولی زیرش خط قرمز نمی کشم که توجه ها را به خود جلب کند! مگر جایی هم برای توجه به اینها مانده؟
یکی از قوانین فیزیک: آینه تصویر جسمی را که روبرویش قرار دارد منعکس می کند!
استثنا: آینه ای که به قاعده ی یک و نیم وجب خاک و زنگار رویش را پوشانده باشد!
پی نوشت: نباید احتیاجی به توضیح باشد که کلام به روز است!
جوجه ی پرنده در فکر پریدن است...
شنیده است که کافیست خود را رها کند پرواز را خواه ناخواه خواهد آموخت...
خود را از ارتفاع رها می کند...
ولی اتومبیل که کاری به قوانین پرواز ندارد...
پرپر می شود!!
"اشتباه و خطا" هم اجتناب ناپذیر است و هم به خودی خود بدون در نظر گرفتن پیامدها که می تواند شدت یا ضعف داشته باشد چندان بد نیست! ولی ایکاش اشتباهاتی که از ما سر می زند ارزش ارتکاب داشته باشند...
دوستی داشتم که شنیده بود با ازدواج می تواند نصف ایمانش را حفظ کند. او هم برای حفظ تمام ایمانش رفت دو تا زن گرفت!!
پی نوشت: وبلاگ کلام هم به روز شد.
۱- در طول زندگي ام، هيچگاه از کساني که با نظر من موافق بودند چيزي نياموختم. (مالرو)
۲- تو ثروتمند نيستی مگر آنکه چيزی داشته باشی که با پول نتوان خريد. (کارت بروکس)
۳- اميد، با مرگ هم به گور نمی رود. (شيلر)
۴- در عالم دو چيز از همه زيباتر است: آسماني پرستاره و وجداني آسوده. (كانت)
۵- مانند آسمان بخشنده و مانند زمين افتاده باش، رمز زندگي همين است. (مولير)
۶- زندگی تراژدی است برای کسی که احساس میکند و کمدی است برای آنکه میانديشد. (ژان دلابروير)
۷- دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پر شکوه می آفرینند. (دکتر علی شریعتی)
۸- يک پرنده ی کوچک که زير برگها نغمه سرايي ميکند، براي اثبات خدا کافي است. (ويکتور هوگو)
شهادت امام حسین(ع) و همراهان غیورش بر همه ی انسان های آزاده بخصوص شیعیان تعزیت باد...

امیدوارم عزاداری ها مقبول حضرتش واقع شده باشد. از صدقه ی دعای دوستان عزاداری ما هم
ولله هر چه می کنم دستم به قلم نمی رود نقدی بر وحشی گریهای آن قوم ضاله بنویسم. هر چه می بینم و هرچه می خواهم بر کاغذ آورم همه درد است و درد است و درد! رنج است و رنج است و رنج! بی پناهی! مظلومیت! اجحاف حق! از خدا بی خبری! جسارت و دیو منشی! چه بنویسم خدایا؟ چه بنویسم؟؟!
عکسهایی دردناک در همین رابطه (دلیل قرمز بودن لینک عکسها هم که به توضیح نیاز ندارد! دارد؟)
گاهی اوقات حس نوشتن دلواره هايي كه جايي جز حريم قلب نداشته اند و بر صفحات کاغذ یا بر دیواره های یک مکان مجازی، جاري مي شود زيباست.
زندگی هم حکایت کم و بیش عجیبیست. نمي دانم، شايد وقایع درحال گذر آن همان است كه نام تقدير بر آن نهاده اند! شايد هم نه... چه كسي را مي شناسيد كه بداند؟ جز او كه بايد...
چه كسي براي ما چيزي را مي خواهد كه بي ترديد از تمام پنداشته ها، برايمان سودمند تر است؛ جز او؟! زندگي را به تن پوش عزم و خواسته ام مزين مي كنم و تنها مدد از كسي مي جويم كه بايد، چرا كه مي دانم حقيقتا اتفاقي حادث نمي شود مگر اينكه او بخواهد و او نمي خواهد مگر اينكه خير بنده اش در آن باشد... بلاشك تنها عالم کل و عادل راستين اوست كه مي تواند بهترين ها را براي ما رقم بزند. یا حق
کسی که در زندگی به هدف والایی اعتقاد داشته باشد، هدفش را مفت نمی فروشد!
سلام... شاید برخی ها بعد از خواندن این سطر که: <دیروز وبلاگ دیگری ساخته م به نام کلام که قرار است علاوه بر وبخند و آلونک توی آن هم بنویسم> شروع کنند به فحش دادن و بد و بیراه گفتن! ایرادی ندارد. حلالتان می کنم!
<... و این بود آن خبر نه چندان مهم...> عده ای هم که با خواندن آن سطر اول فحش نداده بودند قطعا بعد از خواندن این یکی دادند!!
زین پس هم خواننده ام در اینجا آنجا یا هرجای دیگر باشید. نظرات این پست را هم می بندم که برای نظر دادن بالاجبار از بخش کامنت پست قبلی استفاده و نظری هم بر رخ آن بیاندازید!!
یا حسین
مرغی که توانایی تخم گذاشتن نداشت جوجه ای را از مرغداری به فرزندی پذیرفت!
هرگز طی یک روز خورشید دو بار طلوع نمی کند!
پی نوشت: به زودی یک خبر نه چدان مهم خواهم داد!
بی شک هر انسان یا مخلوق دیگری، در عالم قطعه ای از پازل هستیست. بدون چندتا از آنها می شود پس زمینه را دید و از کلیت آن سردرآورد یا لااقل حدس هایی نزدیک به واقعیت زد، ولی قطعا ظرافتهایی هست که فقط در همان بخش های ناپیدا و مفقود، مستتر است!
در پی نوشت دوست عزیزم کامران که گفته است:
در این جهان هیچکس نمی تواند جای دیگری را پر کند، هیچ چیز و هیچکس جایگزین و همتا ندارد.
"... به خاطر عشق است كه فداكاري مي كنم. به خاطر عشق است كه به دنيا با بي اعتنائي مي نگرم و ابعاد ديگري را مي يابم. به خاطر عشق است كه دنيا را زيبا مي بينم و زيبائي را مي پرستم. به خاطر عشق است كه خدا را حس مي كنم، او را مي پرستم و حيات و هستي خود را تقديمش ميكنم. عشق هدف حيات و محرك زندگي من است. زيباتر از عشق چيزي نديده ام و بالاتر از عشق چيزي نخواسته ام"
گوشه ای از وصیت نامه ی دکتر چمران
وقتی پیشم نیستی دلتنگ تو ام. وقتی هم که هستی غرق تفکر دلتنگی ام برای لحظات نبودت...
خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست بلکه دوست داشتن داشتنی ها است.
پ.ن: نویسنده ی جمله ی فوق مجهول است... اگر شمائید(!) بفرمایید